تبليغاتX
سپیده دمان
                             

                     تحلیل وبررسی جامعه شناختی آلبوم عدد

                              محسن نامجو

                                         

                  

می توان کار محسن نامجو و همفکران او را در عرصه ی موسیقی به عنوان ما نیفست مو سیقی پست مدرن و آوانگارد با درون مایه های آناراشیستی هم در فرم و محتوا دانست.

محسن  نامجو متولد تربت که تازگی ها با مجوز گرفتن از وزارت ممیزی کشور (همان فرهنگ وارشاد )از زیر زمین 

خانه اش به روی میز دکه ها وهر جا که بنگری فریاد می کشد.

گفتا من آن ترنجم......

آلبوم ترنج را به جرات می توان اصیل ترین کار در عرصه ی مو سیقی تلفیقی دانست.

انتخاب اشعاری از حافظ ومولوی ودیگر شاعران کلاسیک با انتخاب و ساخت موسیقایی بسیار زیبای نامجو که تلفیقی از راک وجاز وموسیقی ایرانی می باشد را می توان کاری بدیع در موسیقی ایران به شمار آورد.

من در اینجا از البوم ترنج نخواهم گفت بلکه این نوشتار به بررسی و واکاوی آلبومی که شاید کمتر مخاطبی به آن توجه کرده است می پردازد.

آلبوم عدد را اینجا بیشتر از نظر محتوا و درون مایه و کمتر از لحاظ ساخت مو سیقایی ونگاه فرمالیستی بررسی خواهم کرد.

آهنگ عدد که اولین ترک این البوم است در اولین شروع خود ما را به یاد کتا بی از گئورگ زیمل به نام فلسفه پول می اندازد .

در انجا زیمل به بررسی رشد و سیطره ی پول بر تمام روابط انسان در جهان سرمایه داری می اندازد.

اگر عمیق تر بخواهیم بنگریم البوم عدد با ضربان تند مو سیقایی خو به تصویر کشیدن سلطه و استیلای عدد یا قرارداد در تمام عرصه های زندگی انسان مدرن می پردازد و با نگاهی به شدت انتقادی به رویکرد های پوزیتویستی می تازد .

عدد یا به تعبیر دیگری قرار داد یا هر چیز دیگری که رابطه های انسان را به مانند پلی ترسیم شود خالی از معنا و مفهوم  به مبارزه بر می خیزد.

در آثار هایدگر با نگاه تاریخی روبه رویم که به کشف معنای هستی و به تدریج با گذر زمان وزدایش معنا از هستی به مفهومی که در ذات خود نهفته است می پردازد.

هایدیگر به این مسئله می پردازد که تاریخ فلسفه تاریخ فراموشی هستی است.

اگر در اینجا بخواهم بحث هایدگر را ادامه دهم به طول خواهد انجامید و از فضای جامعه شناختی این نوشتار به نگاهی فلسفی و کاملا انتزاعی بدل می شود .پس بهتر می دانم که دوباره به بررسی خود آلبوم عدد با نگاهی انتقادی از منظر جامعه شناختی بپردازم.

نامجو در این اثر نه چندان موثق شعر این اثر هم از خودش

می باشد به نقد این مسئله می پردازد که انسان مدرن چگونه و چرا برای شناخت یا مطا لعه تمام اعمال و رفتار ها و روابط ......

دیگری را به کار می گیرد که خود خالی از معنا و محتواست.

در آلبوم عدد و اهنگ عدد ما با فریاد یک نسل سوخته و گریبانگیر بحران معنا روبرویم .نسلی که در تمام عر صه های زیستی خود چه حوزه عمومی و خوصوصی با عدد و

قرار داد های آهنین روبروست وعدد ها حامل هیچ گونه معنایی برای معنا دادن به زندگی اش نیست .

عدد فریاد این نسل فقدان و دچار بحران معنا ست.

ماکس وبر را شاید بهتر از زیمل یا هایدگر بشناسید .وبر زمانی که داشت به بررسی عقلانیت مدرن در جوامع سر مایه داری می پرداخت به این نتیجه رسید که یکی از شاخص های عقلانیت در غرب را نهاد های بورکراتیک می داند اما دیری نپایید که وبر به این مسئله پی برد که این نهاد های دیوان سالار و به تعبیر او عقلانی خود به تدریج بوجود آورنده ی همان (قفس آهنین)است

که وبر همیشه از آن هراس داشت .

آلبوم عدد حکایت انسانی است دچار قفس آهنین که وبر از آن یاد می کند . انسانی که عدد ها او را احاطه کرده اند و مجالی بربازگشت به خویشتن برای او نگذاشته اند و تنها با زگشتی که می توان انظار آن را داشت باز گشت دو باره به عدد است .

عدد ی بی معنا و تبدیل شده به تنها الگو برای سنجش تمام روابط والگو های زندگی مدرن در جهانی مدرن و تحت استیلای قواعد سرمایه داری و منطق سرمایه داری .

با زگشت در آهنگ عدد حکایت افسانه ی نهلیستی سیزف را به یاد می آورد که یک دور سراسر بی معنا و پو چ و گنگ است.

 

+ نوشته شده توسط در شنبه 1386/08/12 و ساعت 10:9 |

به نام خدا

گزارش یک

درس جامعه شناسی هنر وادبیات

 

شرح درس

روز یک شنبه وقتی وارد کلاس شدم و استاد فاضلی را دیدم که امسال درس جامعه شناسی هنر وادبیات را این ترم با او خواهیم گذراند خوشحال شدم . جون این واحد درسی را تا قبل از این دکتر محدثی ارائه می داد که ترم قبل سر بعضی  کلاسهایش حاضر می شدم . جوان بود وپر از نیرو و مسلط به نظریات لو کاچ و گلدمن و ساختار گراها و پسا ساختار گراها .

 

اما این ترم واحد این واحد درسی را به  دکتر فاضلی که از سوابق علمی او به نظر می اید استادی مناسب برای این درس باشد .

ساعت 20/13دقیقه بود که استاد وارد کلاس شد از جامعه شناسی و علاقه بچه ها نسبت به جامعه شناسی ادبیات پرسید که با ز هم مثل همیشه پاسخ های نا امید کننده ای شنید و جا هایی زخم زبانی هم می زد ولی بگذریم ....دانشگاه هست و دانشجویان دست خالی بی اشتیاق .....

بعد از این پرسش و پاسخ استاد از خو است ها و پیشنهاد های بچه ها پرسید .

بچه ها از درس جامعه شناسی ادبیات این موارد را خواستند :

1)     کمک به فهم اجتماعی که در قالب هنر و ادبیات به نمایش کشیده می شود .

2)     استفاده از این رشته برای کمک به دانش انتقادی ما .

3)     کمک به خلق ایده ها و اثار .

4)     کمک به تحلیل روابط جامعه و هنر وروابط خرد وکلان .

5)     شناخت هنر وادبیات ایرانی از منظر جامعه شناختی .

6)     دستیابی به یک بینش تطبیقی و تاریخی .

7)     اشنایی با خالقان هنری .

در گیر شدن بیشتر با فعالیت های هنری.

بعد از به اتمام رسیدن خواست ها دکتر فاضلی از چرایی و چگو نگی جامعه شناسی هنر وادبیات گفت .

از این که هدف ما در جامعه شناسی ادبیات دستیابی به یک بینش جامعه شناسانه باین معنا که با یک نگابین رشته ای به متن ها بنگریم .

   در پایان استاد انتظارات خود را از دانشجویان سخن به میان اورد .ذکر این انتظارات را در زیر می گذارم.

1)     ساخت وبلاگ شخصی که در زمینه ی مباحث کلاس و مباحث ازاد کار می شود .

2)     تمام مباحث کلاس باید در وبلاکگ باشد . یعنی تا پایان ترم که که 16 جلسه میباشد دانشجو ملزم به گذاشتن 16 پست در وبلاگ است .

3)     هر دانشجو باید یک نقد جامعه شناختی در حوزه ی هنر وادبیات در وبلاگ داشته باشد.

4)     تهیه شرح درس جامعه شناسی هنر وادبیات و کتابشناسی هنر وادبیات که از وبلاگ تهیه می شود.

5)     ارائه یک تحقیق در حوزه ی هنر وادبیات .

6)     تشکیل یک گالری عکس در زمینه های دلخواه با نگاهی جامعه شناختی .

 

+ نوشته شده توسط در یکشنبه 1386/07/08 و ساعت 9:23 |

به نام خد ا

مدتی بود تو فکر سقفی برا ی گپی دوستانه اما با ماهیتی علمی می گشتم که دوست خوبم وپسر عموی عزیزم( که هر کجا هست خدایا به سلا مت دارش)پیشنهاد وبلاگ را به من دادند من هم فکر خو بی دیدم و شرو ع به نو شتن کردم .

وبلاگی که پیش رو دارید وبلاگی از یک دانشجوی جامعه شناسی می باشد پس بی شک متن های که در این وبلاگ خواهید خواند در حوزه جامعه شناسی می باشد . اما چو ن حوزه های جامعه شناسی بسیا ر گسترده است امکانات نگارنده بسیار وسیع می باشد در این وبلاگ که قرار بر به روز شدن منظم آن است شما هم با متن هایی در حوزه های کلاسیک جامعه شناسی (جامعه شناسی دین /جامعه شناسی سیاسی ...)که از قدمت زیادی برخوردار است رو برو خواهید بود و هم حوزه های جدیدتر این علم(جامعه شناسی ادبیات /فیلم /...)برخورد خواهید کرد .

این وبلاگ در صدد این است که با یک رویکرد انتقادی حوزه های علم جامعه شناسی را مورد مداقه و باز خوانی قرار دهد امیدواریم که با نظرات خودتان به پویایی این وبلاگ یاری رسانید.

 

در زیر با متن با عنوان نقد جامعه شناسی تاریخی ما را همراهی کنید. منتظر نظرات شما هستیم

   ا

+ نوشته شده توسط بهنام کشاورز در چهارشنبه 1386/06/28 و ساعت 13:13 |

 

 

 

 

نقد جامعه شناسی تاریخی

نقد من به جامعه شناسی تاریخی نه ذاتا به رشته ی جامعه شناسی تاریخی است بلکه به روشی است که در جامعه شناسی تاریخی برای سطح تحلیلهای خود به کار می برد .

 

روش ساختاری (سطح کلان)

در روش ساختاری که ریشه های ان را می توان در کارهای پوزیتویست هاو کارکرد گراها دید که در تحلیلهای خود به ساختارها و نهاد های اجتماعی توجه می کنند وبرای بررسی وعلت یابی پدیدهای اجتماعی همیشه به دنبال پیدا کردن ریشه های آن در سطح کلان جامعه مگردد.

روش ساختاری نقش سطح خرد (کنش وانسان به عنئان کنشگر

)را مورد توجه قرار نمی دهد و آنها را پدیده هایی می انگارد که ساختار اجتماعی آنها را شکل داده است .

در روش ساختاری بر دیدگا های جبری تاکید می کند ودر واقع به رد نظریات اگزیستانسیالیستی و پدیدار شناسی می پردازد .

حال سوال من اینجاست که جامعه شناسی تاریخی با اتخاذ چنین روشی که یک بخش از سطح تحلیل وبررسی خود (که سطح خرد باشد )را نادیده چگونه می تواند یک رشته متعهد ومورد اعتماد وبا تبیین کننده گی بسیار همراه باشد .

جامعه شناسی تاریخی اگر بخواهد به عنوان یک رشته ی دارای تبیین و پایای باشد باید روشی را در تحلیلهای خود به کار گیرد که سطح خرد که تا به امرئز در تا ریخجه این علم نادیده انگاشته شده را وارد تحلیلهای خود کند .سطحی که اگر چه در گذشته خیلی برجسته به نظر نمی رسید اما امروزه با امکاناتی که جهان مدرن به صورت عام و جهان پست مدرن به صورت خاص در اختیار او گذاشته است این سطح خرد هم دست کمی از ساختار های کلان در تحلیلهای تاریخی ندارد .(میشل فوکو :بخش دانش و قدرت ویژگیهای جهان پست مدرن )

انسانی که تا دیروز نمی توانست کو چکترین عکس العملی در برابر ساختار قدرت داشته باشد امروزه در زیر زمین خانه اش نقشه انهدام ساختمان تجارت جهانی را می ریزد .این تنها و تنها نشانه ی پخش قدرت در جهانی مدرن میباشد .

این انسان در جهان پست مدرن می تواند کارکرد ساختار را داشته باشد و حتی مقابل ساختار با یستد .

دیگر جهان مثل عصر کلاسیک نیست که قدرت و دانش در سیطره ی ساختار های کلان جامعه باشد و مردم توده های ضعیف و نادان این ساختار ها تلقی شود .

انسان کلاسیک در حاشیه ی این جهان زندگی می کرد و به همین دلیل ناتوان تلقی می شد در نظر گاه (ادیان )انسان مدرن وارد این متن شد (ژان پل سارتر/کارل مارکس /هایدگر و...)و انسان چست مدرن متن های جدید آفرید (نیچه /میشل فوکو ...).

انسان پست مدرن قدرت و دانش را در اختیار گرفت وساختار چیزی بیشتر از قدرت و دانش نیست . انسان آلتر ناتیو شایسته ای برای ساختار شد .

 

 

+ نوشته شده توسط بهنام کشاورز در چهارشنبه 1386/06/28 و ساعت 13:10 |